امروز دادگاه داشتم ( در رابطه با دستگیری ام در روز قدس) ، چند نکته جالب توجه ام را جلب کرد، اول آن که به شدت تعداد کسانی که احضار شده بودند برای محاکمه زیاد بود آن قدر که نوبت به خیلی ها نرسید، دوم آن که اصلا عجله ای برای رسیدگی به پرونده ها وجود نداشت و به عدم مدت رسیدگی به هر پرونده بسیار طولانی میشد و به نظر می آید قرار بر این است که این عده از افراد را تا 16 آذر پا در هوا نگه دارند تا بتوانند ا تعداد افراد حاضر در اعتراضات جلوگیری کنند، سوم این که قاضی به شدت سعی در القا این داشت که ما ها تحت تاثیر بیگانگان ضد انقلاب قرار گرفته ایم و همینطور این حیله که میخواستند با ارعاب، متهمین را که اکثرا جوانان زیر 30 سال بودند مجبور کنند اتهاماتی را برای رهایی از آن چه برخورد قاطع میگفتند بپذیرند.
------------
بعد از پرسیدن مشخصات فردی و محل زندگی:
قاضی(*) : آقای ...
من(_) : سید مهدی ... هستم جناب قاضی
*: بله آقای سید مهدی ... با توجه به تحقیقات و بررسی مستندات موجود و همچنین اقرار شاهدان عینی شما متهم به اقدام علیه نظام با شرکت در تجمعات غیر قانونی با تحریک عوامل ضد نظام هستید، لطفا از خود دفاع کنید و نحوه دستگیری خود را توضیح دهید.
_ : آقای قاضی اولا که من رو ساعت 9:30 دقیقه صبح در پایانه نمازی دستگیر کرده اند( شیراز) و من نمی دانم که اون مستندات و شاهدهایی که گفتین چی هستن و از کجا اومدن در صورت امکان من رو هم در جریان بگذارید ممنون میشم، در ضمن من اتهاماتم رو به شدت رد میکنم ، با توجه به ساعت و محل دستگیری اصلا اتهاماتی که گفتید رو قبول ندارم.
* : خب نحوه دستگیری تون رو شرح بدین، شما میدونستین واسه چی دستگیر شدین؟
_ :من صبح از خونه اومدم پایانه نمازی تا با اتوبوس برم خونه نامزدم و چند دقیقه که منتظر موندم و اتوبوس نیومد تصمیم گرفتم با تاکسی برم، از پایانه که اومدم بیرون یه نفر اومد طرف من و ازم خواست که بدون مقاومت سوار ونی بشم که اونجا بود، من سر جمع 15 دقیقه اونجا نبودم و اصلا هم نمیدونستم واسه چی من رو گرفتن.اگر گرفتار درس و دانشگاه نبودم حتما از ماورایی که من رو گرفتن شکایت میکردم جناب قاضی، بی هیچ دلیل و مدرکی من رو گرفتن و بردن.
* : گفتی چه ساعتی گرفتنت؟
_ : آخرین باری که به ساعت نگاه کردم 9:25 دقیقه بود فکر کنم بین 9:30 تا 9:45 گرفتن من رو.
* : خب شما چرا نمازی بودین ؟
_: آقای قاضی من دعوت بودم خونه نامزدم، داشتم میرفتم اونجا.
* : خب شما چرا فلکه دانشجو منتظر اتوبوس نشدی، اونجا که نزدیک تر بود؟
_ : من به خاطر درد کمرم نمیتونم مدت زیادی سر پا وایسم به خاطر همین میرم نمازی تا بتونم تو اتوبوس بشینم قبل از این که پر بشه(عجب!!؟؟)
* : خب شما کلا نمی خواستین تو راهپیمایی یا تظاهرات شرکت کنین؟
_ : نه آقای قاضی من چون روزه که میگیرم خیلی زیاد تشنه میشم واسه همین سعی میکنم زیاد تو آفتاب راه نرم چه برسه برم راهپیمایی و اینا(نه ؟؟؟!!!!!).
* : خب بیا اظهاراتت رو امضاء کن( 15 دقیقه این بیچاره رو معطل کردم واسه خوندن نوشته و بعد هم امضاء، البته انصافا خطش ناخوانا بودا)
--------
پ.ن:قاضی خیلی سعی داشت بر من مسلط بشه و من رو مجبور کنه ضعف از خودم نشون بدم،اما همون دست پیشی که گرفتم و این که هیچ مدرکی علیه من نداشتن نتونست کاری بکنه، البته به نظرم اومد انتظار نداشت اونجوری جوابش رو بدم به خاطر همین یه خورده عصبانی شده بود.
پ.ن: برای انتخاب صدای برگزیده جهانی به هنرمند بزرگوار جنبش سبز استاد شجریان رای دهیم (
+).
به دوستان خود هم بگویید.
زنده باد جنبش سبز